اصولاً، توان مقابله‌ی انسان در برابر آنچه مخاطرات و موانعِ سدکننده‌ی راه شناخته می‌شود، نه لزوماً به دلیل فقدان اراده و مهارت، بلکه به دلیل مسقف بودنِ خانه‌ی تاب‌آوری، محدود است. دوست عزیز من، آنچه امروز تو را به‌عنوان یک هویتِ برنامه‌ریز و عمل‌گرا دچار کندی و کلافگی کرده، نه فقط به دلیل ایرادِ برنامه‌ریزی و اجرای تو، بلکه به دلیل درگیر بودنِ طولانی‌مدت و فرسایشیِ تو با مشکلاتی‌ست که ریشه در درختی جز تو دارد، اما مدت‌هاست که سایه‌اش روی تو افتاده و نور را از تو دزدیده است.

باور من این است که آسمان هرچقدر هم طوفانی و خشمگین باشد و زمین، هرچقدر سست و همیشه در لرزش به نظر رسد، روزی درخت تو در صبحی زیبا و دل‌انگیز میوه خواهد داد. روزی از این طوفانِ پرغوغا، فقط خاطره‌ای باقی مانده و دریاچه‌ای پرآب. دریاچه‌ای که آبش بارانِ همان طوفان‌هاست.

همواره به یاد تو.

یک دوست