پسر عزیزم. سلام!

ببخشید که این روزها کمتر برایت می‌نویسم. به خاطرش احساس شرم می‌کنم. احتمالاً خودت باخبر شده‌ای که پدربزرگت از دیروز دیگر کنار ما نیست. مدت‌ها بود به خاطر اختلافات جدی‌ای که با هم داشتیم قطع ارتباط کرده بودیم، اما تمام سعی‌ام را کردم مراسم باشکوه برگزار شود. عکس‌های مراسم را داخل پاکت می‌گذارم. باید بروم.

همیشه به یاد تو – پدر

پدر پاکت‌نامه را داخل کشو، روی انبوه پاکت‌ها می‌گذارد و به عکس پسرش که نواری سیاه در گوشه‌اش دارد لبخند می‌زند. پاکتی جدید باز می‌کند و می‌نویسد: پدر عزیزم. سلام!