بازگشت به سیگارهای نکشیده (۱) ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ از اتاقت بیرون آمدی، دیدی قلبت آتش گرفته، فهمیدی دنیا دارد میسوزد. شروع کردی به دویدن. باران بارید و آتش خاموش شد. فهمیدی دنیا نجات پیدا کرده. سیگارت را روشن کردی. باز هم باران بارید. سیل شد. سیگارها و کبریتها را آب برد. →ستاره چشمکزندیواری که خراب شد← نظرات در حال بارگذاری نظرات… وبسایت نام نظر ارسال نظر
نظرات
در حال بارگذاری نظرات…