رعد زد و باران شروع شد. به شدت و حدتی که کمتر کسی به خود اجازه داد قضاوت کند که این باران خشم است یا رحمت. آغاز کننده یا پایان دهنده. سدها از آب لبریز شدند و بیابان‌ها دشت و خاک مزارع، پوچ. درختان جوان سر خم کردند و آنان که زیر بار نرفتند از ریشه کنده شدند. عابرها خود را در آینه خیابان پیدا کردند و پرنده‌ها، بالاتر از خورشید به دنبال خورشید گشتند.

رعد زد و باران تمام شد. ابرها پراکنده شدند و آسمان آبی شد. گویی سال‌هاست هوا آفتابی ست. بچه‌ها که از خواب بیدار شدند فهمیدند. پنجره بعد باران تمیزتر است.